عبد الجليل قزوينى رازى
288
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
اما جواب اين كلمات آنست كه : يمكن كه اين خبر از أخبار آحاد باشد و بمذهب ما ايجاب علم و عمل نكند ، و اگر « 1 » چنان است كه صادق عليه السّلام گفته باشد و او معصوم است و خطا نگويد در فرعون و هامان و در نمرود و كنعان راست باشد ، و در مسيلمه و طليحه و غيرهما كه دعوى نبوّت كردهاند بدروغ ، و كذلك در أئمّهء ضلال هركس كه نه به حق دعوى امامت كرده باشد چون معاويه و يزيد و مروان و يزيد ناقص و وليد ماجن « 2 » و غيرهم كه بىاستحقاق دعوى و طلب امامت كردهاند ، و آنها باشند كه مخالفت قرآن و قول مصطفى عليه السّلام كردهاند ، و تيغ در روى علىّ مرتضى كشيده باشند ، و حسن را زهر داده ، و حسين را كشته ، و قرآن را بنشانهء تير كرده و گفته كه : « ها أنا ذاك جبّار عنيد » ، و سنگ منجنيق در كعبه انداخته ، اينست مذهب شيعت بىتقيّه و تعصّب كه در هرفصل بيان كرده مىشود ، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ . آنگه گفته است : « عبد الجبّار مفيد رازى در كتاب خود آورده است كه : عمر خالد وليد را بفرستاد تا دستار در گردن على كرد و او را به زور بسقيفه كشيد ، و گفته بود : اگر نيايد سرش برگير ، خالد بيامد عمودى بر دوش ، و على را صداعى « 3 » بود عصابهاى « 4 » بر سر بسته بود خالد گفت : بيعت بكن و گر نه اين عمود بر سرت زنم ، على عمود از وى بستد و در گردنش كرد و برپيخت « 5 » و او شفاعت كرد و على او را خلاص داد ، و رسول از اين حال خبر داده بود كه : بپرهيزيد از روزى كه على را ببينيد عصابهء سرخ بر سر بسته باشد ، و از اين گونه بهتانهاى بىسر و بن نهند و گويند « 6 » » . امّا جواب اين كلمات آنست كه : اوّلا معلوم نيست كه انكار و تعجب مصنّف ازين فصول از كدام وجه است ؟ اگر از آنست كه عبد الجبّار مفيد - رحمة اللّه عليه -
--> ( 1 ) - ث ب م : « و اگرچه » ع : « و گر چه » . ( 2 ) - ب م ث باضافهء سه نفر ديگر قبل از معاويه . ( 3 ) - صداع بضمّ عين بمعنى « سردرد » است يعنى درد سر كه نوعا اكنون باضافهء مقلوب به كار مىبرند . ( 4 ) - در غياث اللغات گفته : « عصابه بكسر نوعى از جامه كه بدان سر بندند » . ( 5 ) - در برهان گفته : « پيختن بر وزن ريختن بمعنى پيچيدن باشد » . ( 6 ) - « و گويند » فقط در دو نسخهء ح د .